تبليغاتX
دنیا
تولدت مبارک
اى كه  مانند گلبرگهاى بهارى لطيف  هستي، شقايق ها

در برابر مهربانى  تو  درمانده اند. صميمانه  بهار زندگانيت

را  تبريك مي‌گويم .

طلوع  عمرت بي‌غروب  و بهار زندگيت بى‌خزان  باد.

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 88/05/15 ساعت 23:21 | لینک ثابت |


چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک
نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 88/05/15 ساعت 23:21 | لینک ثابت |

تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی
 

تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان !

فقط ساده مي توانم بگويم :

عزيزم تولدت مبارك

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 88/05/15 ساعت 23:18 | لینک ثابت |

گل طاقت بین در و دیوار ندارد

برحاشيه برگ شقايق بنوسيد گل طاقت بين درو ديوار ندارد

ايام سوگواري و شهادت بزرگ بانوي دو عالم، حضرت فاطمه الزهرا(س) بر شيعيان آن حضرت تسليت باد

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 88/02/20 ساعت 17:13 | لینک ثابت |


سال نو مبارک عزیزم

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 88/01/02 ساعت 0:51 | لینک ثابت |

تولدت مبارک
روزتولدتوستاره هادمیدند


پرستوهای عاشق به خونشون رسیدند


 روزتولدتوبخت من ازراه رسید


نیمه جونی،جون گرفت تشنه به دریارسید


تکرارحرفهای منی مثل سرودزندگی


عشقت شده برای من بودونبودزندگی

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 87/05/16 ساعت 13:38 | لینک ثابت |

از خدا میخوام
به خدا همیشه از خدا میخوام
لحظه ی جداییمون سر نرسه
تا همیشه پا به پای هم باشیم
اما این کوچه به آخر نرسه
نگو تا ابد باید تنها باشم
آرزوهای منو ازم نگیر
من میخوام با تو باشم با خود تو
عشق من عشقمو دست کم نگیر
عشقمو دست کم نگیر
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
به خدا همیشه از خدا میخوام
لحظه ی جداییمون سر نرسه
تا همیشه پا به پای هم باشیم
اما این کوچه به آخر نرسه
نگو تا ابد باید تنها باشم
آرزوهای منو ازم نگیر
من میخوام با تو باشم با خود تو
عشق من عشقمو دست کم نگیر
عشقمو دست کم نگیر
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 87/01/31 ساعت 12:56 | لینک ثابت |


 

 

عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــق نمي پرسه تو کي هستي عشــــــــق فقط ميگه: تو ماله مني
عشــــــــــــــــــــق نمي پرسه اهل کجايي فقط ميگه: توي قلـــــــــــــب من زندگي مي کني
عشــــــــق نمي پرسه چه کار مي کني فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته
عشــــــــــــــــــــــــق نمي پرسه چرا دور هستي فـــــــــــــقط ميگه: هـــــــــــــميشه با مني
  

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 86/08/09 ساعت 23:8 | لینک ثابت |

بی احساس

دختر:خوشگلم

پسر:نه

دختر:دوستم داری

پسر:نه

دختر :اگه بمیرم برام گریه نمی کنی

پسر:نچ

دختر اشک تو چشماش جمع شدو پسر

بغلش کردوگفت:تو خوشگل نیستی

زیباترینی...دوستت ندارم عاشقتم

اگه بمیری برات گریه نمی کنم...منم میمیرم....

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 86/08/09 ساعت 22:44 | لینک ثابت |

اگه از من بپرسی

اگه از من بپرسی

رنگ عاشقی چه رنگه

من ميگم رنگ سياهِ

اما باز واسم قشنگه

 

تو همونی که می گفتی

هميشه پيشم می مونی

چرا قلبمو شکستی

چرا از من گريزونی

 

باور نداره قلبم

وقت ودا رسيده

انگار که غم آتشی

بر پيکرم کشيده

 

دونه دونه توی ناودون

قطره های سرد بارون

بی تو اما يه کويرم

تو نباشی من می ميرم

 

قطره قطره٬ چکّه چکّه

اشک آسمون می باره

گِلِه دارم از خداوند

اگه باز تورو نياره

 

توی خوابم نمی ديدم

که يه روز از تو جداشم

چرا قسمتِ من اين بود

که گرفتار تو باشم

 

نمی دونی که جداييت

واسه من معنیِ دردِ

خونه بی تو مثل زندون

خونه بی تو سردِ سردِ

 

باور نداره قلبم

وقت ودا رسيده

انگار که غم آتشی

بر پيکرم کشيده

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 86/07/21 ساعت 0:50 | لینک ثابت |

دل تنگم

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن  شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

 

شیرین جون نمی دونم چرا هوس کردم این وقت شب پاشم و بعد ماهها تو وباکمون بنویسم

شیرینم فقط دو روزه ندیدمت اما دلم داغونه می دونی امروز بعد از ظهر که برام اس زد که دلت تنگه دلم می خواست تا خوابگاه بودی زنگ می زدم میومدی پیشم

شیرین جون دلم تنگه میخوام ببینمت

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 86/07/21 ساعت 0:46 | لینک ثابت |


نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 86/07/21 ساعت 0:46 | لینک ثابت |

تقدیم به آرزویم
آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
تا مرز جنون همسفرم کردي
با هُرم نگات خاکسترم کردي

آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
هي آشفته و آشفته ام کردي
بي رنگيمو ديدي، باورم کردي


آرزووو

آرزوي من داشتن تو بود آرزو
مسته عشقتم، نشکنی به غم اين سبو
رازه سبز جنگل تو چشماي توست
رنگ سرخ مهتاب رو لبهاي تو

خونه ي چشام، پرتو نگام مال تو
پاکي و صفام، شوق خندهام مال تو
لحظه اي تو چشم تو گم شدن مال من
حس خوندنم، گرميه صدام مال تو

آرزووو



آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
تا مرز جنون همسفرم کردي
با هُرم نگات خاکسترم کردي

آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
هي آشفته و آشفته ام کردي
بي رنگيمو ديدي، باورم کردي



آرزوي من داشتن تو بود آرزو
مسته عشقتم، نشکنی به غم اين سبو
رازه سبز جنگل تو چشماي توست
رنگ سرخ مهتاب رو لبهاي تو

خونه ي چشام، پرتو نگام مال تو
پاکي و صفام، شوق خندهام مال تو
لحظه اي تو چشم تو گم شدن مال من
حس خوندنم، گرميه صدام مال تو

آرزووو


آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو

آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو

رازه سبز جنگل توي چشماي تو
رنگ سرخ مهتاب رو لبهاي تو

آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو

 

من فدای چشمات آرزوی من

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 86/03/03 ساعت 14:58 | لینک ثابت |


زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.

زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم!
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم!
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني.
مرد جوان: مرا محکم بگير .
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه.
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت.
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/11/12 ساعت 17:42 | لینک ثابت |

وقتی
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته!!! 
نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/11/12 ساعت 17:23 | لینک ثابت |

ای همه بودو نبودم...

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/10/07 ساعت 21:16 | لینک ثابت |

اگر دورم

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/09/18 ساعت 15:22 | لینک ثابت |

شانه هایت دوست دارم
نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/09/18 ساعت 15:21 | لینک ثابت |

نگات

به من نگاه کن واسه يه لحظه

نگات به صد تا آسمون می ارزه

من از خدامه بکشم نازتو

تا بشنوم يه لحظه آوازتو

من از خدامه پيش تو بمونم

تموم حرفاتو خودم بخونم

من از خدامه بمونم ديوونت

سر بدارم رو شهر امن شونت

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/08/29 ساعت 19:6 | لینک ثابت |

از تو شاید...

نه مسافرم, نه رعیت, نه فقیر, نه سر سپرده                                     
                                  نه کسی که
توی خلوت حسرت کسی رو خورده

نه یه زخم بی علاجم
, نه یه مرحم قدیمی                                        
                                    ساده ام ساده ی ساده
, ساده و صاف صمیمی

حتی عاشق تو نیستم ولی شاید دل ببازم
                                        
                                            شایدم بعدها بتونم از شبات قصه بسازم

منو خط به خط بخون ؛ گلی جون نگامو بشناس
                                    
                                          گاهی بدترین و گاهی مهربونترین نگاهاس

ممکنه عاشق چشمات
, میشه از تو متنفر                                           
                                               ممکنه اینجا بمونم میشه تا ابد مسافر

نه یه جعبه جواهر
, نه سفال زیر خاکم                                                
                                  خیلی وقتا پام می لغزه .گاهی خاکم  گاهی پاکم


دنبال رفیقی ام که تا آخرش بیاد   
دنبال یه معجزم شاید از تو بر بیاد
   

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/08/13 ساعت 14:41 | لینک ثابت |

نیاز

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره
رنگ چشمای تو بارون و به یادم میاره
وقتی نیستی  زندگیم فرقی با زندون نداره
قهر تو  تلخی زندون و به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب
من همونم که اگر بی تو باشه جون می کنه

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

تو مثل وسوسه شکار یک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه


تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا می سازن
گلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن
اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی
برای بردن تو با اسب بال دار می تازن

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه


تقدیم به شیرینم دختری  که همیشه منو شرمنده مهربونیش می کنه.

 

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/08/13 ساعت 14:36 | لینک ثابت |


Where do I begin از کجا شروع کنم ؟

 To tell the story of how great a love can be برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد

 The sweet love story that is older than the sea داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

 The simple truth about the love she brings to me حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد 

Where do I start از کجا شروع کنم ؟

 With her first hello با اولین سلامش

 She gave a meaning to this empty world of mine معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

 There will never be another love , another time که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

 She came into my life and made the living fine او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد ...

 She fills my heart او قلب مرا پر کرد ...

 With very special things او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد

 With angle songs , with wild imaginings با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

 She fills my soul with so much love و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

 That anywhere I go , I am never lonely with her along برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند ?!

 Who can be lonely با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟!

 I reach for her hand It is always there و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

 How long does it last چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟

 Can love be measured by the hours in a day ? آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟

 I have no answer now But this much I can say من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که ...

 I know I will need her till the stars all burn away می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند

 And she will be there و او آنجاس 

در قلبم

 

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/07/27 ساعت 12:6 | لینک ثابت |

سهم

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/07/12 ساعت 13:35 | لینک ثابت |

من و شمع

امشب ای شمع بتاریکی شب یار منی

 امشب ای مونس جان یار وفادار منی

 شب تار آمد ومن ماندم وتنهائی وغم

 غم من نیک بدانی وپریشانی من

 شاهد غصه واندوه دل زار منی

گفتم این درد برای تو که غمخوار منی 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/07/12 ساعت 13:18 | لینک ثابت |

دریا

من از دريا نمی ترسم

که اين دريا،

هوای شرجی چشمان تو را دارد.

من از دريا نمی ترسم

که اين دريا،

تکان موج گيسوی تو را

از مرزهای دور برايم پست خواهد کرد.

من از دريا نمی ترسم

چرا که قلب تو درياست،

دلت درياست،

هوای آبی چشمان تو درياست.

من از دريا نمی ترسم

ولی افسوس و صد افسوس،

تو از دريا شدن اما گريزانی،

و من از قطره بودن ميزنم فرياد.

ولی ای کاش دريايی شوی،

تا من آن قطره ی کوچک دل درياييت گردم،

با تو اين، من،ما شود،دريا شود....

 ولی خوب ميدانم که روزی در دل درياييت ای عشق،

فرياد خواهم زد که:

از تنهايی اين قطره ترسانم...

 دل خود را به دريا ميزنم

تا هرچه بادا باد...

چرا که

من از دريا...

من از دريا نمی ترسم.

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/07/12 ساعت 13:9 | لینک ثابت |

دل تنگم

دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
دلم برای کسی تنگ است
که بیاید
و به هر رفتنی پایان دهد
دلم برای کسی تنگ است
که آمد
رفت
...... و پایان داد
کسی ....
کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود

....كسي كه دوستش دارم ....

عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابد تاخود خداونـــــد!

...دلم براي تو تنگ است ...

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/07/04 ساعت 16:10 | لینک ثابت |

تنهایی

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/07/01 ساعت 13:5 | لینک ثابت |

تقدیم به تو
دوست داشتنی ترین شعرم راتقدیم چشمانت می کنم چرا که آن را لایق تو می دانم

زیباترین حس عشقم را تقدیم قلبت می کنم چرا که آن را لایق تو می دانم

اما قشنگ ترین دلی را که بدست آوردم راهیچ وقت بهت بر نمی گردونم

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/21 ساعت 19:38 | لینک ثابت |


 

عشق

به شقايق سوگند که تو برخواهی گشت / من به اين معجزه ايمان دارم

تقدیم به تمام عاشقانی که منتظرند

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/19 ساعت 14:11 | لینک ثابت |

تبریک

نازنینم شیرین جون قبولیت در کنکور دانشگاه آزاد ( کارشناسی حسابداری )در دانشگاهی که همیشه کنار هم باشیم رو بهت تبریک می گم

 عزیزم قبولیت درکنکور سراسری ( کارشناسی  ادبیات) رو بهت تبریک می گم

 

آرزوی رسیدن به بزرگترین آرزوهات رو دارم آرزوی من

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/19 ساعت 14:0 | لینک ثابت |


 

با يك نگاه ساده و مبهم شروع شد
من بودم و تو بودي و كم كم شروع شد
آن روز پشت پنجره حوا نشسته بود
يا بوي سيب آمد و آدم شروع شد
آهو اگر نبود كه صياد هم نبود
پس درد اول آمد و مرحم شروع شد
ديشب خيال ابر به ذهنم خطور كرد
بي اختيار بارش نم نم شروع شد
سالي اگر نكوست بهارش خبر دهد
اين سرنوشت ماست كه با غم شروع شد

این مطلب رو انیس برامون ارسال کرده برای دیدن سایر مطالب انیس  اسکله جوانی سر بزنید

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/15 ساعت 15:52 | لینک ثابت |

تبریک

عروسی دوستت رو تبریک می گم

ممنون که بفکر فردا هستی و برای آینده فکر می کنی فردا مال من و توست با هم و در کنار هم

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/09 ساعت 22:7 | لینک ثابت |

دوری
شیرین جان در کنار منی اما.................

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/07 ساعت 13:33 | لینک ثابت |

دسته گل

مرد مسنی که دسته گل زیبایی در دست داشت ، سوار بر اتوبوس شد و کنار مرد جوانی نشست . مرد جوان به گلها نگاه کرد و گفت : (( این گلها هدیه روز عشق است که می خواهی به کسی بدهی؟ )) گفت ))  بله )) و ساکت شد .

پس از چند دقیقه، پیرمرد متوجه شد که جوان به گلها خیره مانده است، از او پرسید : (( نامزد داری ؟ ))

جواب داد : (( بله. الان دارم به دیدن او می روم و می خواهم کارت تبریکی به او بدهم )) پس از 10 دقیقه سکوت ، زمانی که پیرمرد بلند شد تا از اتوبوس پیاده شود ، دسته گل را در دست مرد جوان گذاشت و گفت (( من مطمئنم که همسرم می خواهد این گلها را به تو بدهم و به او خواهم گفت : که آنها را به تو دادم . )) سپس با عجله از اتوبوس پیاده شد .

مرد جوان از پشت پنجره نظاره گر پیرمرد بود که وارد گورستان شد .

 

این مطلب رو از وبلاگ عشق ودوری برداشتم

به مناسبت تبادل لینک

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/06/02 ساعت 17:54 | لینک ثابت |

سوال
یواش

دختره از پسره پرسید :من خوشگلم

گفت: نه

پرسید : دوستم داری؟

گفت : نه

پرسید : اگه من بمیرم تو برام گریه می کنی ؟

گفت : اصلا

چشمان دختر پر از اشک شد

پسر گفت :

تو خوشگل نیستی زیباترین هستی

تو رو دوست ندارم چون عاشقتم

و تو بمیری من گریه نمی کنم چون من هم میمیرم.

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/05/27 ساعت 19:48 | لینک ثابت |

تولدت مبارک

 

 تو را از بین صدها گل جدا کردم  
                      تو سینه جشن عشقت را بپا کردم

 برای نقطه پایان تنهایی       
                         تو تنها اسمی بودی که صدات کردم
 

تولدت مبارک

تو زیباترین رویای به حقیقت پیوسته منی

روز تولدت امروز را به تو تبریک می گویم

در این روز به یاد ماندنی هم پرواز آزروهایت خواهم شد

 

تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ... مبارك تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ...... تولدت مبارك .......تولدت مبارك ...... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ..... تولدت مبارك ......

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/05/16 ساعت 15:29 | لینک ثابت |

به تو می اندیشم

به تو می اندیشم

فصل زندگی ام را با عشق آغاز کردم

ودر دوران جوانی به زیبایی و پاکیت ایمان آوردم .

یافتم تو را با تمام عظمتت و یافتم تو را در تنهاییم

و یافتم تو را برای تسکین غمهایم واینک صبحگاهان

 که چشمانم را می گشایم تا روزی دیگر را شروع کنم

در آن لحظه به تو می اندیشم وقتی که دستانم را برای

مناجات با خدا به سوی آسمان می برم حتی در آن لحظه

 نیز به تو می اندیشم در نگاه های خسته مردمان در

 دستان گرم دوستان در صدای زیبای مادرم در بهاران

 که شکوفه ها را به نظاره می نشینم حتی در آن لحظه

 هم به تو می اندیشم وقتی شبنم با ران به روی دیدگانم

 می چکد در آن لحظه قلبم پر از یاد تو می شود.

 حتی وقتی که در هیاهوی کار  لحظه ای از یادم

غافل می شوی من در آن لحظه نیز به تو می اندیشم

شبها که آرامش و تاریکی  همه دنیا را با سیاهش پر میکند

 من خانه دلم را به یاد تو روشن می سازم  

حتی اگه روزی رسد که تو دیگر به من نیندیشی

من به عشق تو و رویای باتو بودن خواهم اندیشید.

 

این مطلب رو من ننوشتم

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/05/14 ساعت 9:12 | لینک ثابت |

من و تو

قصه از کجا شروع شد

از چت و ميل شبونه

از PM دادن توو روم و

يه سلام عاشقونه

On شدم با مهربونی

كه بگم با تو می چتم

تا بگم بمونی Online

از Friend List قشنگم

باز Off های عاشقونه

ايميل های بی نشونه

اين ياهو كاشكی

همين جوری بمونه

اين ياهو كاشكی

همين جوری بمونه

عشق تو برای قلبم

اولين و آخرينه

تويی تنها هم زبونم

كه هميشه نازنينه

اگه Online اگه Offline

تو بمونی يا نمونی

تو واسم هنوز همونی

كه برام عزيز ترينی

تو واسم هنوز همونی

كه برام عزيز تريني

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/05/05 ساعت 18:26 | لینک ثابت |

یاد آن روز
یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت

شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

من فدای چشمای تو نازنین 

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/05/05 ساعت 18:25 | لینک ثابت |

دوستی
 

عشق از دوستی پرسید تفاوت من با تو در چیست؟

دوستی گفت من با سلامی افراد را به هم نزدیک می کنم تو بانگاهی

من با دروغی افراد را از هم دور می کنم تو با مرگ!

 

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

--  Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بميری

 بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .

 

If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.

--  Winnie the Pooh

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

 

Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.
-- Albert Camus

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

 

تقدیم به اویتایم

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/04/29 ساعت 11:47 | لینک ثابت |

عشق یعنی...

«عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت»

  عشق يعنی زندگی تا زير صفر

    عشق يعنی پر کشيدن تا عروج

      عشق يعنی طی راه بی فروغ

        عشق يعنی ناله گيتار من

           عشق يعنی درد بی درمان من

              عشق سودای دل بيمار ماست

                 عشق مرگ لحظه ديدار ماست

                     عشق فرياد انا الحق گفتن است

                         عشق در آغوش ياران خفتن است

                              عاشقی بايد که آنرا درک کرد

                                  اين زبان از گويش عشق عاجز است

            

تقدیم به نازنینم

 

نوشته شده توسط شیرین و فرهاد در 85/04/29 ساعت 11:29 | لینک ثابت |